دریابدواژهنامه آزاددَریابُد، امیر یا سردار چهار ستاره در نیروی دریایی،یک درجه بالاتر از دریاسالار است.
سخن شناسفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکسی که نیکوبد شعر یا نوشتهای را دریابد؛ سخنسنج؛ شناسندۀ سخن؛ سخندان.
آخربینفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآنکه به عاقبت کاری بیندیشد و نتیجۀ آن را از پیش دریابد؛ عاقبتاندیش: ◻︎ آخر هر گریه آخر خندهایست / مرد آخربین مبارک بندهایست (مولوی: ۶۸).
چاره سنجفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکسی که در کاری بیندیشد و راه چاره را بسنجد و دریابد؛ چارهاندیش: ◻︎ ز شادی به فرزانهٴ چارهسنج / بسی تحفهها داد از مال و گنج (نظامی۶: ۱۱۲۸).