درگلغتنامه دهخدادرگ .[ دِ رُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان انگهران بخش کهنوج شهرستان جیرفت واقع در 150 هزارگزی جنوب کهنوج و سر راه مالرو انگهران به میناب . آب آن از رودخانه و راه
درگ زمزمانلغتنامه دهخدادرگ زمزمان . [ دَ زَ زَ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان ایران بخش گیلان شهرستان شاه آباد واقع در 36 هزارگزی شمال باختری جوی زر و 26 هزارگزی باختر راه شوسه ٔ شاه
درگ اند دراپواژهنامه آزادکشیدن و رَهاندَن. هنگام کار با رایانه، کُنِشی (عملی) است که در آن با موشی (ماوس) یک چیز را گرفته، جابجا کرده و می رهانند (رها می کنند). "دِرَگ اَند دِراپ کُن" م
درگیریهایى كه به باز پسگیرى (آزاد سازى) شهر انجامیددیکشنری فارسی به عربیالإشتباكات الّتى انتهت باستعادة المدينة
درگ زمزمانلغتنامه دهخدادرگ زمزمان . [ دَ زَ زَ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان ایران بخش گیلان شهرستان شاه آباد واقع در 36 هزارگزی شمال باختری جوی زر و 26 هزارگزی باختر راه شوسه ٔ شاه
درگ اند دراپواژهنامه آزادکشیدن و رَهاندَن. هنگام کار با رایانه، کُنِشی (عملی) است که در آن با موشی (ماوس) یک چیز را گرفته، جابجا کرده و می رهانند (رها می کنند). "دِرَگ اَند دِراپ کُن" م