درچه پیازلغتنامه دهخدادرچه پیاز. [ دَ چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اشترجان بخش فلاورجان شهرستان اصفهان ، واقع در 7هزارگزی شمال خاوری فلاورجان و 3هزارگزی شمال راه شهرکرد به اصفهان ،
درچهواژهنامه آزاددر نیشابور مردم به پنجره درچه می گویند.که همان مخفف دریچه به معنی روزنه یا جایی که نور از ان عبور می کند.
درچه کلمارانلغتنامه دهخدادرچه کلماران . [ دَ چ َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اشیان بخش فلاورجان شهرستان اصفهان ، واقع در 3هزارگزی راه شوسه ٔ مبارکه به اصفهان ، با 618 تن سکنه . آب آن
اشترجانلغتنامه دهخدااشترجان . [ اُ ت ُ ] (اِخ ) نام قریه و کوهی به اصفهان و کوه آن در جنوب غربی اصفهان است . در قریه ٔ اشترجان مسجدی است که در قرن هشتم هجری بنا شده است . و در فرهن
چهلغتنامه دهخداچه . [ چ ِ ] (حرف ربط) برای تعلیل آمده است . (ازبرهان ) (از آنندراج ). زیرا. (ناظم الاطباء). به علت اینکه و برای اینکه . (فرهنگ نظام ). ایرا که ، زیرا که ، که ا
کرهلغتنامه دهخداکره . [ ک ُ رَ / رِ ] (از ع ، اِ) هر چیز گرد. (ناظم الاطباء). || گوی گونه ای از آلات منجنیق جغرافیین که بدان هشت فلک و صورت کواکب و هیئت زمین و قسمتهای آن را شن
ازلغتنامه دهخدااز. [ اَ ] (حرف اضافه ) زِ (مخفف آن ). مِن . (منتهی الارب ). عن : اگر از من تو بد نداری بازنکنی بی نیاز روز نیازنه مرا جای زیر سایه ٔ تونه ز آتش دهی بحشر جواززس
درچه کلمارانلغتنامه دهخدادرچه کلماران . [ دَ چ َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اشیان بخش فلاورجان شهرستان اصفهان ، واقع در 3هزارگزی راه شوسه ٔ مبارکه به اصفهان ، با 618 تن سکنه . آب آن