درهولغتنامه دهخدادرهو. [ دَ ] (اِ) یک قسم دریچه و یا پنجره ای که از میان وی گلوله را بغلطانند. (ناظم الاطباء).
درهوالغتنامه دهخدادرهوا. [ دَ هََ] (ص مرکب ) آویخته و معلق . (ناظم الاطباء). اندروا.- در هوا شدن ؛ معلق شدن . آویخته شدن . (ناظم الاطباء).- پادرهوا ؛ بدون استواری و استحکام .- |
درهوسلغتنامه دهخدادرهوس . [ دِ هََ ] (ع ص ) سخت و درشت . (منتهی الارب ). شدید. (اقرب الموارد). دَراهس . و رجوع به دراهس شود.
درهوالغتنامه دهخدادرهوا. [ دَ هََ] (ص مرکب ) آویخته و معلق . (ناظم الاطباء). اندروا.- در هوا شدن ؛ معلق شدن . آویخته شدن . (ناظم الاطباء).- پادرهوا ؛ بدون استواری و استحکام .- |
درهوسلغتنامه دهخدادرهوس . [ دِ هََ ] (ع ص ) سخت و درشت . (منتهی الارب ). شدید. (اقرب الموارد). دَراهس . و رجوع به دراهس شود.
باليستيدیکشنری عربی به فارسیپرتابه اي وابسته به علم پرتاب گلوله , مربوط بعلم حرکت اجسامي که درهوا پرتاپ ميشوند