26 فرهنگ

1043 مدخل


درمنده

daramande

بیچاره؛ ناتوان؛ عاجز: ◻︎ بفرمود صاحب‌نظر بنده را / که خشنود کن مرد درمنده را (سعدی۱: ۸۶).