درشملغتنامه دهخدادرشم . [ دُ رُ ] (اِ) در لهجه ٔ خراسان ، نشانه . علامت . ملمح . (یادداشت مرحوم دهخدا).
درشمیللغتنامه دهخدادرشمیل . [ دَ ش َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان درتازیان بخش مشیز شهرستان سیرجان واقع در80 هزارگزی خاور مشیز و سه هزارگزی جنوب راه مالرو راین به چهار طاق ، با 100
درشمیللغتنامه دهخدادرشمیل . [ دَ ش َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان درتازیان بخش مشیز شهرستان سیرجان واقع در80 هزارگزی خاور مشیز و سه هزارگزی جنوب راه مالرو راین به چهار طاق ، با 100
دفاع هشتoctave, parry 8واژههای مصوب فرهنگستاندرشمشیربازیِ تامتن و برتن، وضعیت دفاعی شمارة هشت که در آن نوک شمشیر پایینتر از دست قرار دارد و شمشیرباز دربرابر ضربههای هدایتشده بهسوی پایین و بیرون هدف به
تنگوانواژهنامه آزادنام کوهی درشمال خوستان _شمال شهرستان اندیمشک_ است. آثاری از دورۀ شکار و دورۀ میترایی، و همچنین دخمه هایی از زمان زردشتیان در آن یافت شده است. جنس این کوه ماسه س
فارانلغتنامه دهخدافاران . (اِخ ) کوهی است درشمال شرقی دشت فاران که فعلاً آن را کوه مفرعه گویند. (از قاموس کتاب مقدس ). و رجوع به جبل فاران شود.