درز گرفتنلغتنامه دهخدادرز گرفتن . [ دَ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) دوختن . || قسمتی از پارچه را روی هم نهادن و بدرازا دوختن بقصد کاستن از عرض آن همچنان که دو کنار جامه را. || درز گرفتن م
درز گرفتنفرهنگ انتشارات معین( ~. گِ رِ تَ)(مص م .) 1 - دوختن شکاف جامه . 2 - (عا.) کوتاه کردن سخن برای جلوگیری از فاش شدن رازی .
درزلغتنامه دهخدادرز. [ دَ ] (ع مص ) دوختن جامه بصورتی که بی نهایت بهم نزدیک و چسبیده باشد. (از اقرب الموارد).
درزلغتنامه دهخدادرز. [ دَ ](ع اِ) ناز و نعمت دنیا و لذت آن . (منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد). || درزالثوب ؛ شکاف جامه که دوخته باشند، معرب . (منتهی الارب ). ارتفاع و برآمدگی که
درزگیریلغتنامه دهخدادرزگیری . [ دَ ] (حامص مرکب )درز گرفتن . مربوط کردن و کمال وصل کردن دو چیز را با هم . (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به درز گرفتن شود.
درزفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. شکاف؛ چاک؛ شکاف باریک.۲. بخشی از شکاف جامه که دوخته باشند. درز کردن: (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز] آشکار شدن و فاش شدن راز یا مطلبی. درز گرفتن: (مصدر متعدی)۱.
seamingدیکشنری انگلیسی به فارسیseaming، دوختن، درز گرفتن، درز دادن، بهم پیوستن، بوسیله درزگیری بهم متصل کردن