26 فرهنگ

526 مدخل


دردمند

dardmand

بیمار؛ ناخوش؛ علیل؛ کسی که درد یا مرضی دارد.

بستری، بیمار، درمانده، علیل، کسل، متالم، مریض، معلول، ناخوش، وجیع ≠ تندرست

invalid, pained, sickly, sore