26 فرهنگ

158 مدخل


درخشندگی

de(a)raxšandegi

درخشان بودن؛ فروغ و روشنایی داشتن.

پرتوافکنی، تابندگی، جلا، درخشش، رونق، شعاع، فروغ

brightness, patina, shininess, splendor, splendour