دراگولغتنامه دهخدادراگو. [ دْرا / دِ گ ُ ] (اِخ ) لویس ماریا. حقوقدان آرژانتینی و از رجال آن کشور در اواخر قرن نوزدهم میلادی و صاحب نظریه ٔ معروف اصل دراگو که در کنفرانس سال 1907
دراگوتلغتنامه دهخدادراگوت . [ دْرا / دِ ] (اِخ ) (در مآخذ اروپائی ) شهرت طورغود علی پاشا دریازن ترک . از 1553 م . بین دریازنانی که در دریای اژه به کشتی های ونیزی دستبرد می زدند، ش
چان دراگوپتالغتنامه دهخداچان دراگوپتا. [ دِ ] (اِخ ) نام یکی از پادشاهان بزرگ هند که بنام (سان دراکت توس ) نیز در تاریخ نام وی آمده است و به شرحی که مؤلف ایران باستان نوشته است ، این ش
دراگوتلغتنامه دهخدادراگوت . [ دْرا / دِ ] (اِخ ) (در مآخذ اروپائی ) شهرت طورغود علی پاشا دریازن ترک . از 1553 م . بین دریازنانی که در دریای اژه به کشتی های ونیزی دستبرد می زدند، ش
چان دراگوپتالغتنامه دهخداچان دراگوپتا. [ دِ ] (اِخ ) نام یکی از پادشاهان بزرگ هند که بنام (سان دراکت توس ) نیز در تاریخ نام وی آمده است و به شرحی که مؤلف ایران باستان نوشته است ، این ش
اخیدنهلغتنامه دهخدااخیدنه . [ اِ ن َ ] (اِخ ) اکیدنه . عفریت اساطیری یونان قدیم ، بهیئات نیمه زن و نیمه مار، که سربر و لرن و شیمر و سفنکس و دراگون و گرگن و شیر موسوم به نمه را بزا
پاریالغتنامه دهخداپاریا. (اِخ ) (خلیج ...) خلیجی عمیق در سواحل ونزوئلا،میان شبه جزیره ٔ باریک و کوهستانی پاریا در شمال و دلتای اورنوک در جنوب و مدخل آنرا جزیره ٔ تری نیة مسدود کر
چندرگوپتالغتنامه دهخداچندرگوپتا. [ چ َ رَ ] (اِخ ) پادشاه نامی هندوستان که یونانیها نامش را ساندروکت توس نوشته اند. سلکوس با وی صلح کرد. و عهدی میان آن دو بدین ترتیب بسته شد که سلکوس