دراسةلغتنامه دهخدادراسة. [ دِ س َ ] (ع مص )دراست . سبق گفتن . || درس کتاب کردن . (از منتهی الارب ). خواندن کتاب را و به حفظ آن مبادرت کردن . (از اقرب الموارد). || علم خواندن . (ا
دراسةدیکشنری عربی به فارسیويژه نگاشت , رساله درباره يک موضوع , امضاء با يک حرف , تک پژوهش , مطالعه , بررسي , مطالعه کردن
دِرَاسَتِهِمْفرهنگ واژگان قرآنآموختن (دراست از نظر معنا اخص از تعلّم است ، چون اگر چه هر دو به معناي آموختن است ، ولي دراست غالبا در جائي بکار ميرود که انسان از روي کتاب درسي را بگيرد و بخوا