20041 مدخل
=دَرّه
۱. باب، درب، دروازه ۲. اندر، تو، داخل، درون، مدخل ۳. سرپوش، سر ۴. پشه ۵. دره
a, a-, an, as, at, bung, by, door, endo-, entrance, entry, in , in-, into, lid, midst, mouth, on, over, pearl, through, to, top, upon, within
واحد شمارش محل،باب مغازه
تلافی،این به آن در
مخرج
محل :درخونگاه
در.
1. آویزان؛ 2. قندیل یخ آویزان از ناودان؛3. نوعى سنگ کمیاب و گرانبها.
درّه.
ساطور.
دوندگى، تلاش بسیار.
در