دخرآبادلغتنامه دهخدادخرآباد. [ دَ خ َ ] (اِخ ) دهیست از بخش کوهپایه شهرستان اصفهان . در ده هزارگزی شمال خاور کوهپایه و چهارهزارگزی شمال جاده ٔ یزد واقع است . کوهستانی است و 448 تن
دارآبادلغتنامه دهخدادارآباد. (اِخ ) دهی است جزء بخش شمیران شهرستان تهران . چهارهزارگزی خاور تجریش . در دامنه سردسیر. 367 تن سکنه دارد. آب از چشمه سار کوهستانی و قنات . محصول آن غلا
درآبادلغتنامه دهخدادرآباد. [ دُ ] (اِخ )ده از دهستان ایزدموسی بخش مرکزی شهرستان اردبیل ، واقع در 18هزارگزی باختر اردبیل و 10هزارگزی راه شوسه ٔ اردبیل به تبریز. کوهستانی ، معتدل ،
دورآبادلغتنامه دهخدادورآباد. (اِخ ) دهی است از بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان . 98 تن سکنه . آب آن از چشمه تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
دارآبادلغتنامه دهخدادارآباد. (اِخ ) دهی است جزء بخش شمیران شهرستان تهران . چهارهزارگزی خاور تجریش . در دامنه سردسیر. 367 تن سکنه دارد. آب از چشمه سار کوهستانی و قنات . محصول آن غلا
درآبادلغتنامه دهخدادرآباد. [ دُ ] (اِخ )ده از دهستان ایزدموسی بخش مرکزی شهرستان اردبیل ، واقع در 18هزارگزی باختر اردبیل و 10هزارگزی راه شوسه ٔ اردبیل به تبریز. کوهستانی ، معتدل ،
دورآبادلغتنامه دهخدادورآباد. (اِخ ) دهی است از بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان . 98 تن سکنه . آب آن از چشمه تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).