دختراندرلغتنامه دهخدادختراندر. [ دُ ت َ اَ دَ ] (اِ مرکب ) دختندر. دختر شوهر از زن دیگر و دختر زن از شوهر دیگر. (ناظم الاطباء). دختری که از شوهر دیگر یااز زن دیگر باشد. (فرهنگ فارسی
دختراندرلغتنامه دهخدادختراندر. [ دُ ت َ اَ دَ ] (اِ مرکب ) دختندر. دختر شوهر از زن دیگر و دختر زن از شوهر دیگر. (ناظم الاطباء). دختری که از شوهر دیگر یااز زن دیگر باشد. (فرهنگ فارسی
قواعد رفتاریcode of conductواژههای مصوب فرهنگستانرهنمودهای رفتاری زیستمحیطی که دستاندرکاران گردشگری و گردشگران باید از آنها پیروی کنند
نشست آغاز کارkick-off meetingواژههای مصوب فرهنگستاننخستین جلسة همة دستاندرکاران پروژه برای روشنسازی اهداف و مسئولیتها و گسترة کار و برنامة ایمنی