دبجلغتنامه دهخدادبج . [ دَ ] (معرب ، اِ) نقش (فارسی معرب ). (تاج العروس ). نقش و نگار. (منتهی الارب ). این کلمه و مشتقات آن معرب دیبای فارسی است . تزیین . (یادداشت مؤلف ). ||
حسن باروقلغتنامه دهخداحسن باروق . [ح َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دبجویجین بخش مرکزی شهرستان اردبیل در شش هزارگزی جنوب باختری اردبیل و6 هزارگزی شوسه ٔ اردبیل - تبریز. کوهستانی و
حسنعلی کندیلغتنامه دهخداحسنعلی کندی . [ ح َ س َ ع َ] (اِخ ) دهی است از دهستان دبجوبجین بخش مرکزی شهرستان اردبیل در 18هزارگزی باختر اردبیل و 15 هزارگزی شوسه ٔ مشکین به اردبیل . کوهستانی
مدبجلغتنامه دهخدامدبج . [ م ُ دَب ْ ب َ ] (ع ص ) آراسته به دیباج . (منتهی الارب ). که اطرافش را به دیبا زینت کرده باشند. (از متن اللغة): دبج الطیلسان ؛ زینه بالدیباج . (اقرب الم