دبتلغتنامه دهخدادبت . [ دَ ت ُ ] (اِ) در اصطلاح هندیان قدیم گرمی و تف و حرارت حاصل از خورشید. بنابر آنچه در باج پران آمده است آتش را سه گونه قرار داده اند: یکی آتش متداول که آب
سولیلغتنامه دهخداسولی . (اِخ ) ماکسیمیلین دُبتون بارن دُ رسنی دوک دُ وزیر هانری چهارم پادشاه فرانسه (متولد سال 1559 در کاخ رسنی و متوفی 1641 م .). وی مردی دلیر و نیکخو و کارآمد
شیدالغتنامه دهخداشیدا. [ ش َ / ش ِ ] (ص ) در زبان اکدی «شدو» . نام عفریتی است . در عبری «شد» و در آرامی «شدا» به معنی دیو است . دیوبت . دبت شد. (از یشتها ج 1 ص 38) (از حاشیه ٔ ب
دبةلغتنامه دهخدادبة. [ دُب ْ ب َ ] (ع اِ) دب . (از اقرب الموارد). حال و طریقه و مذهب . (منتهی الارب ). یقال : دعنی و دبتی ؛ ای دعنی و طریقتی . رکب دب فلان و دبة فلان ؛ ای اخذ ط
دبةلغتنامه دهخدادبة. [ دُب ْ ب َ] (ع اِ) حال . (منتهی الارب ). || طریقه و مذهب . یقال : دَعنی و دُبتی ؛ ای دَعنی و طریقتی . (منتهی الارب ). || دبة طریق . (معجم البلدان ).
ابوسلمهلغتنامه دهخداابوسلمه . [اَ س َ ل َ م َ ] (اِخ ) حفص بن سلیمان الخلال الهمدانی مولی السبیع یا بنی الحرث بن کعب از مردم ایران وزیر ابوالعباس سفّاح اول خلفاء عباسی و بعضی نام ا