داوودیلغتنامه دهخداداوودی . (اِخ ) احمدبن علی بن عتبةالداوودی مورخ است و کتاب معروف عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب ازوست . (الاعلام زرکلی چ 1 ج 1 ص 56).
داوودیلغتنامه دهخداداوودی . (اِخ ) محمدبن عبدالحی بن رجب الداودی از دانشمندان دمشق است و هم بدانجا متولد شده و از فضلای آنجا دانش آموخته . او راست : «حاشیة علی شرح المنهج » و «حاش
داوودیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مربوط به داوود: زره داوودی، لحن داوودی.۲. (اسم) (زیستشناسی) نوعی گل درشت و پُرپَر به رنگهای سرخ، زرد، و سفید.۳. (اسم) (زیستشناسی) گیاه این گل با شاخههای
داودیلغتنامه دهخداداودی . [ وو ] (ص نسبی ) منسوب به داودبن علی اصفهانی . و آن بیشتر بر منسوبان به ابی سلیمان داودبن علی اصفهانی در مذهب اطلاق شود. (الانساب سمعانی ). و رجوع به دا
داودیلغتنامه دهخداداودی . [ وو ] (اِ) نوعی گل است . گلی و نباتی است . (از آنندراج ). از گلهای زینتی است و برنگ های سپید و زرد و دورنگ سپید و بنفش و نوع کم پر و پرپر دارد و خاص پا
داودیلغتنامه دهخداداودی . [ وو ] (اِخ ) ابن عنبسته . رجوع به ابن عنبسته در معجم المطبوعات شود. صاحب معجم المطبوعات گوید: این نام را بصورتهای مختلفه از قبیل ابن عنبة الداودی (جرجی
داودیلغتنامه دهخداداودی . [ وو ] (اِخ ) ابوالقاسم . ثعالبی گوید در روزگار ما او صدر اهل فضل و یگانه ٔاعیان ادب و علم به شهر هرات است و در جود و بخشندگی شهره و مآثرش در ریاست مأث
زرهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپوشش جنگی با آستین کوتاه که از حلقههای ریز فولادی بافته میشده و در قدیم هنگام جنگ روی لباسهای دیگر به تن میکردهاند. زره داوودی: [قدیمی] زره منسوب به داوود
حنجرةلغتنامه دهخداحنجرة. [ ح َ ج َ رَ ] (ع اِ) نای گلو. خشک نای . نای حلقوم . ج ، حناجر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). آلت آواز حنجره است و اوسه غضروف است : ورقی ، ما لا اسم له