داورانلغتنامه دهخداداوران . [ وَ ] (اِخ ) دهی از دهستان خنامان شهرستان رفسنجان . در 28 هزارگزی شمال شوسه ٔ رفسنجان و 25 هزارگزی شوسه ٔ رفسنجان به کرمان . دارای 1200 سکنه . آب آن ا
داورانلغتنامه دهخداداوران . [ وَ ] (اِخ ) اولاً موسی رتبه و درجه ٔ داوران بنی اسرائیل را بر حسب اشاره ٔ خسوره ٔ خود (پدر زن خود) یترون (شعیب ) قرارداد (سفر خروج 18: 12 - 26) و رؤ
داورانلغتنامه دهخداداوران . [ وَ ] (اِخ ) (کتاب داوران ). (کتاب قضات ) شخیتم . سفطی . کتاب داوران کتابیست که از تاریخ بنی اسرائیل قبل از فوت یوشع تا ایام شاؤل گفتگومیکند. برای شر
داوران داورلغتنامه دهخداداوران داور. [ وَ وَ ] (اِ مرکب ) داور داوران . حاکم حاکمان . رجوع به داور داوران شود.
داورانوئیهلغتنامه دهخداداورانوئیه . [ وَ ئی ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سبلوئیه بخش زرندشهرستان کرمان . در 25 هزارگزی جنوب زرند سر راه مالرو زرند به رفسنجان . دارای 64 سکنه . آب آن