داودلیلغتنامه دهخداداودلی . [ وو ] (اِخ ) دهی است از دهستان جعفرآباد بخش حومه شهرستان قوچان . واقع در 15هزارگزی جنوب خاوری قوچان و 4هزارگزی شمال شوسه ٔ قدیم قوچان به مشهد. دارای 8
دودلیدیکشنری فارسی به انگلیسیambivalence, demur, doubt, dubiety, hesitancy, hesitation, indecision, limbo, qualm, question, scruple, scrupulosity, uncertainty, vacillation, vibration
داودبیکلغتنامه دهخداداودبیک . [ وو ب َ ] (اِخ ) از حکام گرجستان . معاصر شاه اسماعیل است . (حبیب السیر چ کتابخانه ٔ خیام ج 4 ص 571).
داودیلغتنامه دهخداداودی . [ وو ] (ص نسبی ) منسوب به داودبن علی اصفهانی . و آن بیشتر بر منسوبان به ابی سلیمان داودبن علی اصفهانی در مذهب اطلاق شود. (الانساب سمعانی ). و رجوع به دا
داودبیکلغتنامه دهخداداودبیک . [ وو ب َ ] (اِخ ) بومحمد غاری . این نام بهمین صورت در تاریخ بیهقی چ ادیب آمده است (ص 139) در عبارت ذیل : «و برادرش ابوالقاسم نیشابوری سخت استاد و داود