دانوبلغتنامه دهخدادانوب . (اِخ ) نام بزرگترین و مهمترین رودخانه ٔ اروپای مرکزی و جنوبی است . ایستر. نهر طونه . این رود را بزبان آلمانی داناو و بزبان اسلواکی دوناج و بزبان هنگری د
داتوبرلغتنامه دهخداداتوبر. [ ب َ ] (اِ مرکب ) کلمه ٔ پهلوی است به معنی دادور. داور. دادرس . (برهان ).
ایسترلغتنامه دهخداایستر. [ ت ِ ] (اِخ ) نام قدیمی رود دانوب است .(فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به ایران باستان ج 1 ص 559، 446، 600 - 603، 1407، 1366، 2458 و 1238 شود.
داسیلغتنامه دهخداداسی . (اِخ ) نام ناحیه ای از اروپای باستان میان دانوب و جبال کارپات و دنیسترو لوپن اکزین و تیس .
کارلوتسیلغتنامه دهخداکارلوتسی . [ ل ُ] (اِخ ) «کارلویتز» شهری از «یوگوسلاوی » در ساحل «دانوب ». دارای 5700 تن سکنه . به سال 1699 م . عهدنامه ای بین ترکیه ، اطریش ، لهستان ، روسیه و
کارنونتوملغتنامه دهخداکارنونتوم . (اِخ ) در قدیم شهری بود در کنار رود دانوب (طونه ) در طرف شرقی وینه ٔ حالیه ، که معبد مهر در آنجا بر پا بود. (یشتها، تفسیر استاد پور داود ج 1 ص 410 و
لبولغتنامه دهخدالبو. [ ل ُ ب ُ ] (اِخ ) (جزیره ٔ...) نام جزیره ٔ بزرگی در دانوب پائین شهر وین و شهرت آن بسبب عبور دسته های فرانسوی از آنجا است در سال 1809 م .