دانشسرایلغتنامه دهخدادانشسرای . [ ن ِ س َ ] (نف مرکب ) دانش سرا. سراینده ٔ دانش : چو شد بر سر آن بارگاه و سرای برآورد سر شاه دانش سرای .اسدی .
دانشسرای عالیلغتنامه دهخدادانشسرای عالی . [ ن ِ س َ ی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) دارالمعلمین عالی . دوره ٔ فوق دیپلم و معادل دانشکده است خاص آموزش وپرورش دبیران . || (اِخ ) مؤسسه ٔ خاص
دانشسرای مقدماتیلغتنامه دهخدادانشسرای مقدماتی . [ ن ِ س َ ی ِ م ُ ق َدْ دَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) دارالمعلمین مقدماتی و آن معادل دوره ٔ دوم متوسطه است اما خاص تعلیم و تربیت آموزگاران . و
دانشسرالغتنامه دهخدادانشسرا. [ ن ِ س َ ] (اِ مرکب ) سرای دانش . خانه ٔ دانش . خانه ٔ علم . سرای علم . آنجا که خانه و محل علم و معرفت و دانش بود. || در اصطلاح ، آموزشگاهی که خاص تعل
دانشسرافرهنگ انتشارات معین( ~. سَ) (اِمر.) 1 - محل فراگیری دانش . 2 - مدرسه ای که معلم و دبیر برای آموزشگاه ها تربیت می کند.
دانشسرای عالیلغتنامه دهخدادانشسرای عالی . [ ن ِ س َ ی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) دارالمعلمین عالی . دوره ٔ فوق دیپلم و معادل دانشکده است خاص آموزش وپرورش دبیران . || (اِخ ) مؤسسه ٔ خاص
دانشسرای مقدماتیلغتنامه دهخدادانشسرای مقدماتی . [ ن ِ س َ ی ِ م ُ ق َدْ دَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) دارالمعلمین مقدماتی و آن معادل دوره ٔ دوم متوسطه است اما خاص تعلیم و تربیت آموزگاران . و
رابیهلغتنامه دهخدارابیه . [ ی ِ ] (اِخ ) فیلسوف فرانسوی . در برژراک متولد شد شاگرد دانشسرای عالی بود. در 1869 م . در فن فلسفه آگرژه شد سپس در مون توبان در تور بتدریس فلسفه پرداخت
جامعة اللبنانیهلغتنامه دهخداجامعة اللبنانیه . [ م ِ ع َ تُل ْ ل ُ ی ی َ ] (اِخ ) دانشگاه دولتی لبنان که در سال 1953م . در بیروت تأسیس شده و دانشسرایعالی وابسته به این دانشگاه است . (از اع
جامعه ٔ بغدادلغتنامه دهخداجامعه ٔ بغداد. [ م ِ ع َ / ع ِی ِ ب َ ] (اِخ ) دانشگاه بغداد شامل دانشکده های زیر:دانشکده ٔ پزشکی تأسیس 1926م . دانشکده ٔ حقوق تأسیس 1930م . دانشکده ٔ فنی تأ