دانسورلغتنامه دهخدادانسور.[ سُر ] (فرانسوی ، ص ، اِ) دوستدار رقص . رقصنده . رقاص . که رقاصی پیشه دارد.
دانبوریلغتنامه دهخدادانبوری . [ دام ْ ] (اِخ ) نام قصبه ای مرکز قضا درجمهوری کنکتیکوت ممالک متحده ٔ آمریکای شمالی . واقع در 45هزارگزی غربی نوهاون . (از قاموس الاعلام ترکی ).
دانسوزلغتنامه دهخدادانسوز.[ سُز ] (فرانسوی ، ص ، اِ) رقاصه . زن دوستدار رقص . زنی که رقاصی پیشه دارد.
دانشورلغتنامه دهخدادانشور. [ ن ِ وَ ] (ص مرکب ) دانشمند. دارای دانش . صاحب علم و دانش . دانا. عالم . دانشگر. دانشی . دانشومند. مرد دانا و فاضل و عالم و صاحب فضل و کمال . (ناظم الا
دانبوریلغتنامه دهخدادانبوری . [ دام ْ ] (اِخ ) نام قصبه ای مرکز قضا درجمهوری کنکتیکوت ممالک متحده ٔ آمریکای شمالی . واقع در 45هزارگزی غربی نوهاون . (از قاموس الاعلام ترکی ).
دانسوزلغتنامه دهخدادانسوز.[ سُز ] (فرانسوی ، ص ، اِ) رقاصه . زن دوستدار رقص . زنی که رقاصی پیشه دارد.
دانشورلغتنامه دهخدادانشور. [ ن ِ وَ ] (ص مرکب ) دانشمند. دارای دانش . صاحب علم و دانش . دانا. عالم . دانشگر. دانشی . دانشومند. مرد دانا و فاضل و عالم و صاحب فضل و کمال . (ناظم الا
دانشوریلغتنامه دهخدادانشوری . [ ن ِ وَ ](حامص مرکب ) عمل دانشور. حالت و چگونگی دانشور. دانشمندی . دانائی . حکمت و علم . (ناظم الاطباء). عالمی .
دانکورلغتنامه دهخدادانکور. (اِخ ) فلورنت . از درام نویسان و تراژدی نویسان فرانسه . متولد در فونتن بلو بسال 1661 و متوفی به سال 1725 م . وی نمایشنامه ها برشته ٔ تحریر کشیده است .