دامپزشکیلغتنامه دهخدادامپزشکی . [ پ ِ زِ ] (حامص مرکب ) بیطاری . عمل دام پزشک . بیطرة. || (اِ مرکب ) آنجا که نظارت بر کار دام پزشک کنند. آنجا که بر اعمال دام پزشک بنگرند که بدانجا و
دام پزشکیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. شغل و عمل دامپزشک؛ بیطره.۲. (اسم) محلی که در آن دربارۀ امراض جانوران مطالعه و تحقیق میکنند: دانشکدۀ دامپزشکی.۳. (اسم، حاصل مصدر)رشتهای دانشگاهی که روش معال
بازرسی دامپزشکیveterinary inspectionواژههای مصوب فرهنگستاننظارت دولتی بر دام و طیور برای تضمین بهداشت و سلامت انواع گوشت متـ . بازرسی دامپزشکی گوشت، بازرسی گوشت