دامونلغتنامه دهخدادامون . (اِخ ) از حکمای قدیم یونان و از فیثاغوریان است ، دوست پیتیاس و معاصر دنیس جبار سیراکوس و جبار مذکور وی را محکوم باعدام کرد اما پیش از اجرای حکم اذن یافت
دامونافرهنگ نامها(تلفظ: dāmunā) (دامون = دشت و صحرا + الف (اسم ساز)) (به مجاز) به معنی زیبا و با طراوت چون دشت و صحرا .
دامونافرهنگ نامها(تلفظ: dāmunā) (دامون = دشت و صحرا + الف (اسم ساز)) (به مجاز) به معنی زیبا و با طراوت چون دشت و صحرا .
ایکتیوللغتنامه دهخداایکتیول . (اِ) مایعی است غلیظ سیاه مایل بخرمایی با بوی مخصوص . ایکتیول با آب آموسیون میشود. در الکل و اتر کمی محلول است با وازلین گلیسیرین وآکسونژ مخلوط میگردد.
هاریلغتنامه دهخداهاری . (حامص ) صفت هار. حالت و چگونگی هار. دیوانگی خاصه در سگ . هار و دیوانه بودن . || داءالکلب . بیماری سگ هار. بیماری که از سگ و گرگ به انسان سرایت کند. این ب