دالکواژهنامه آزاد(dalek) گیاهی است خوردنی که فقط در فصل بهار بیشتر مناطق بلوچستان رویش می کند و عمر کوتاهی حدود یک ماه دارد. این گیاه در بین بلوچها بویژه بلوچهای سرحد طرفداران ب
دالکارلیلغتنامه دهخدادالکارلی . [ ل ِ ] (اِخ ) (در سوئدی دالارن ) نام ناحیتی قدیم از سوئدمیان نروژ و خلیج بوتنی و بمناسبت جریان نهر دال ازآن ناحیه این نام یافته است . (قاموس الاعلام
دالکیلغتنامه دهخدادالکی . [ ل َ ] (اِخ ) نام رودی است از رودهای فارس و آن شامل دو شعبه ٔ اصلی است یکی موسوم به دالکی شرقی و دیگری موسوم به شاپورکه در ناحیه ٔ کولاک بهم میریزند. (
دالکیلغتنامه دهخدادالکی . [ ل َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای یازده گانه ٔ بخش برازجان شهرستان بوشهر است و حدود و مشخصات آن به قرار زیر میباشد: از شمال به ارتفاعات کتل ملو. از خا
دالکیلغتنامه دهخدادالکی . [ ل َ ](اِخ ) دهی است از دهستان دالکی بخش برازجان شهرستان بوشهر واقع در 24هزارگزی شمال خاوری برازجان کنار شوسه ٔ کازرون به بوشهر. در 1092600هزارگزی تهرا
دالکیتلغتنامه دهخدادالکیت . (اِخ ) نام قصبه ای در 13هزارگزی ادمبورگ در ایالت ادیمبورگ اسکوچیا (ناحیه ای از آمریکای شمالی که سابقاً در تصرف انگلیس بوده است ). (از قاموس الاعلام ترک
دالکارلیلغتنامه دهخدادالکارلی . [ ل ِ ] (اِخ ) (در سوئدی دالارن ) نام ناحیتی قدیم از سوئدمیان نروژ و خلیج بوتنی و بمناسبت جریان نهر دال ازآن ناحیه این نام یافته است . (قاموس الاعلام
دالکیلغتنامه دهخدادالکی . [ ل َ ] (اِخ ) نام رودی است از رودهای فارس و آن شامل دو شعبه ٔ اصلی است یکی موسوم به دالکی شرقی و دیگری موسوم به شاپورکه در ناحیه ٔ کولاک بهم میریزند. (
دالکیلغتنامه دهخدادالکی . [ ل َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای یازده گانه ٔ بخش برازجان شهرستان بوشهر است و حدود و مشخصات آن به قرار زیر میباشد: از شمال به ارتفاعات کتل ملو. از خا