دالبزهلغتنامه دهخدادالبزه . [ ب ُ زَ / زِ ] (اِ) دالبژه . (شعوری ). دالبوز. دالبوزه . دالپوز. دالیوز. دالیوزه . (برهان ). دالبز. (انجمن آرا). دالبره . (ناظم الاطباء). داپرزه . (جه
دالبژهلغتنامه دهخدادالبژه . [ ب ُ ژَ / ژِ ] (اِ) دالبزه . مرغی کوچک و جهنده که به تازی صعوه گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به دالبزه شود.
دالپوزهلغتنامه دهخدادالپوزه .[ زَ / زِ ] (اِ) دالبزه . رجوع به دالبزه شود. (معنی ترکیبی کلمه را دال ، عقاب سیاه + پوز، گرداگرد دهان گفته اند، تناسب سیاه بودن پوز خطاف را). اما نتوا