دالاشانلغتنامه دهخدادالاشان . (اِخ ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور.واقع در 9هزارگزی جنوب باختری نیشابور جلگه است و معتدل و دارای 25 تن سکنه . آب آن از قنات تأ
داناشانلغتنامه دهخداداناشان . (اِخ ) نام موضعی بحدود رستمدار مازندران . سیدفخرالدین بن سیدقوام الدین مرعشی آنجا را مدتی دارالملک خویش ساخته بوده است . (حبیب السیر چ کتابخانه ٔ خیام
داباهانتنلغتنامه دهخداداباهانتن . [ ن ِ ت َ ] (هزوارش ، مص ) به لغت زند و پازند به معنی خندیدن باشد. (برهان ). این کلمه هزوارش و صحیح آن داباهونستن است . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین )
داراشکنهلغتنامه دهخداداراشکنه . [ رْ اِ ک َ ن َ / ن َ ] (اِ) سمی است قتال و مصنوع از زیبق و سم الفار... و در مصر دواءالشعث خوانند. (انجمن آرا).
داناشانلغتنامه دهخداداناشان . (اِخ ) نام موضعی بحدود رستمدار مازندران . سیدفخرالدین بن سیدقوام الدین مرعشی آنجا را مدتی دارالملک خویش ساخته بوده است . (حبیب السیر چ کتابخانه ٔ خیام
کریم نهادلغتنامه دهخداکریم نهاد. [ ک َ ن ِ / ن َ ] (ص مرکب ) کریم طبع. (فرهنگ فارسی معین ). با نهادی بزرگ : شاهی بود هنرپرورده ، کریم نهاد، بلندهمت . (سمط العلی ص 35).در زمان خدیو دا
فارسینجلغتنامه دهخدافارسینج . [ ن َ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای چهارگانه ٔ بخش اسدآباد شهرستان همدان که در جنوب باختری بخش واقع شده . از طرف شمال و باختر به بخش سنقر کلیایی از طرف جن
صحنهلغتنامه دهخداصحنه . [ ص َ ن َ ] (اِخ ) یکی از بخش های شهرستان کرمانشاهان . این بخش در شمال باختری شهرستان واقع و حدود آن بشرح زیر است : از طرف شمال به بخش سنقر کلیائی از شهر