26 فرهنگ

1864 مدخل


داغان

dāqān

پراکنده؛ ازهم‌پاشیده.
⟨ داغان‌ کردن: (مصدر متعدی) [عامیانه] پراکنده ساختن چیزی.

۱. ازکارافتاده، اسقاط، خردوخمیر
۲. پریشان،
۳. مصدوم