دعثارلغتنامه دهخدادعثار. [ دِ ] (ع ص ) مکان دعثار؛ جایی که ضب و سوسمار حفر کرده باشد. (از اقرب الموارد).
داسارتیهلغتنامه دهخداداسارتیه . [ رِ ی ِ ] (اِخ ) نام ناحیه ای از مقدونیه ٔ قدیم . مرکز آن لیخنیدوس بوده است ، قصبه ای از اوخری . (قاموس الاعلام ترکی ).
داسارتیهلغتنامه دهخداداسارتیه . [ رِ ی ِ ] (اِخ ) نام ناحیه ای از مقدونیه ٔ قدیم . مرکز آن لیخنیدوس بوده است ، قصبه ای از اوخری . (قاموس الاعلام ترکی ).
رامالغتنامه دهخداراما. (اِخ ) در اساطیر هند، شخصی است که از تشخص و تجسم «ویشنو» معبود هندیان بوجود آمده است . او فرزند «داسارات » فرمانروای «اود» بوده و گویا با «ویسوا میترا» سف