دازیلغتنامه دهخدادازی . (اِ) به لغت فارسی قسمی از هیوفاریقون است . دانه ای است مانند جو، درازتر و باریکتر از آن طعمش تلخ و رنگ آن تیره است . از جبال فارس خیزد و گرم و خشک است و
دازیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی از نوع هوفاریقون با دانههای شبیه دانۀ جو به رنگ تیره و تلخمزه که در طب قدیم برای معالجۀ بواسیر و اسهال به کار میرفته.
داذیلغتنامه دهخداداذی . (اِ) نوعی شراب . (آنندراج ). || دانه ای است تلخ . (آنندراج ). و رجوع به دادی شود.
دازی رومیلغتنامه دهخدادازی رومی . [ ی ِ ] (اِ مرکب ) قسمی ازهیوفاریقون است . نار قیصر. (از تحفه حکیم مؤمن ).
دازی رومیلغتنامه دهخدادازی رومی . [ ی ِ ] (اِ مرکب ) قسمی ازهیوفاریقون است . نار قیصر. (از تحفه حکیم مؤمن ).
ژان دفزلغتنامه دهخداژان دفز. [ دِف ِ ] (اِخ ) او را ژان دازیر نیز گویند. مورخ سریانی در قرن ششم میلادی ، متولد در حدود سنه ٔ 506 م . وی نخست در شهر آمد راهب بود و امپراطور ژوستی نی
سارکوفیللغتنامه دهخداسارکوفیل . [ ک ُ ] (فرانسوی ، اِ) نوعی از جانوران پستاندار از تیره ٔ کیسه داران از خانواده ٔدازیور و مخصوص تاسمانی است و آن را شیطان تاسمانی نامند. جانوری است د