دارتفرهنگ انتشارات معین(رْ) [ انگ . ] (اِ.) اسباب ورزش و بازی به صورت صفحه ای با دایره های تو در تو (یا شماره ) که توسط پیکانی از فاصله ای معین به سوی صفحه نشانه گیری می کنند.
دارتانلغتنامه دهخدادارتان . [ رَ ] (اِخ ) نام موضعی است . (معجم البلدان ). میدان بن صخر از آن یاد کرده است . ظاهراً دو محل مجاور از دارات عرب است . (معجم البلدان ).
دارتوتلغتنامه دهخدادارتوت . (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سلکی شهرستان نهاوند. در 25هزارگزی باختر نهاوند و 2هزارگزی مارس بان . سکنه ٔ آن 25 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5)