دارادیکشنری فارسی به انگلیسیcapitalist, flush, moneyed, propertied, rich, wealthy, well-off, well-to-do
دارالغتنامه دهخدادارا. (اِخ ) اسپهبد مجدالدین دارا پادشاه دیلمان است و در نیمه ٔ دوم قرن ششم هجری می زیست و از امیران گمنام آنروزگار بوده است . رجوع به مازندران و استرآباد رابین
دارالغتنامه دهخدادارا. (اِخ ) این پادشاه نیز از خاندان هخامنشی و پسر اردشیر درازدست است که از زنی از اهالی بابل بنام «کسمارتی دین » متولد شد.او را بنام هایی مانند دارابن بهمن بن
دارالغتنامه دهخدادارا. (اِخ ) این پادشاه همان دارای بزرگ است که بدست اسکندر کشته شد و در تواریخ متأخر او را بعنوان داریوش سوم میشناسیم . در کتب پیشینیان دارابن دارا، دارا پسردا
دارا بودندیکشنری فارسی به انگلیسیbear, encompass, consist, contain, hold, have, include, own, ownership, possess