داداشیلغتنامه دهخداداداشی . (اِ) در زبان اطفال ، برادر و بیشتر خطابی است که خواهران و برادران کهتر برادر مهتر را کنند.
داداشلغتنامه دهخداداداش . (اِ) در زبان عامه برادر. (ظاهراً ترکی است ). خطابی که برادران و خواهران کهتر برادرِ مهتر را کنند و گاه تفخیم را «خان داداش » گویند. || خطابی مرد را آنگا
دادرشیشلغتنامه دهخدادادرشیش . [ دَ ] (اِخ ) نام مردی ارمنی تابع داریوش بزرگ . داریوش وی را به ارمنستان فرستاده است تامردمی را که آنجا بر وی شوریده بودند سرکوبی کند و بنا بکتیبه ٔ ب
داداشلغتنامه دهخداداداش . (اِ) در زبان عامه برادر. (ظاهراً ترکی است ). خطابی که برادران و خواهران کهتر برادرِ مهتر را کنند و گاه تفخیم را «خان داداش » گویند. || خطابی مرد را آنگا
دادرشیشلغتنامه دهخدادادرشیش . [ دَ ] (اِخ ) نام مردی ارمنی تابع داریوش بزرگ . داریوش وی را به ارمنستان فرستاده است تامردمی را که آنجا بر وی شوریده بودند سرکوبی کند و بنا بکتیبه ٔ ب
دادرشیشلغتنامه دهخدادادرشیش . [دَ ] (اِخ ) نام مردی پارسی از یاران داریوش بزرگ و والی باختر، این مرد نیز بنابه سنگ نبشته ٔ بیستون بالشکری برای سرکوبی فراد نام عازم مرو شده است و فر