داتاملغتنامه دهخداداتام . (اِخ ) پسر کامیسار از مردم کاریه حاکم لک و سیری (قسمتی از کاپادوکیه و مجاور کیلیکیه ) بعهد اردشیر دوم هخامنشی . مادر داتام سکائی بود و خود در عداد پادشا
داتامفرهنگ نامها(تلفظ: dātām) آفریننده و مخلوق ؛ (در اعلام) پسر کامیسار از مردم کاریه حاکم لک و سیری [قسمتی از کاپادوکیه و مجاور کلیکلیه] بعد از اردشیر دوم هخامنشی .
داتارلغتنامه دهخداداتار. (اِ) صورت پهلوی داتر ازمصدر «دا» که در اوستا و فرس هخامنشی به معنی آفریدن و بخشودن و ساختن است و در فارسی «دادار» شده است .رجوع به دادار شود. (از فرهنگ ا
داتافرنلغتنامه دهخداداتافرن . [ ف ِ ] (اِخ ) نام یکی از محارم بسوس والی باختر. و بسوس از اقربای داریوش سوم و همان کسی است که بدستیاری چند تن دیگر داریوش را دستگیر کرد و داریوش بدست
کاتاانیلغتنامه دهخداکاتاانی . [ اُ ] (اِخ ) نام ولایتی در کیلیکیه : اردشیر امر کرد «داتام » قوه ٔ خود را علیه آس ْپیس والی کاتااُنی به کار برد والی مزبور نظر به اینکه ایالت او دارا
تیوسلغتنامه دهخداتیوس . (اِخ ) پادشاه پافلاگونیه از معاصران و مخالفان اردشیر دوم بود که بدست داتام اسیر گردید و به دربار ایران تسلیم گردید. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 2 صص 114
کاپادوکیهلغتنامه دهخداکاپادوکیه . [ دُ ی ِ ] (اِخ ) قبادوقیه . قبادوقیا. کاپادس . کاپادوس . کاپادوکیه . کاپادوکیه یونانی شده ٔ «کَت پ َ توک َ» پارسی قدیم است و داریوش اول در کتیبه ها
پنتلغتنامه دهخداپنت . [ پ ُ ] (اِخ ) نام ولایت شمالی آسیای صغیر بر کنار پونتوکسن دریای سیاه (بحر اسود) و آن را به لاطینی پنتوس (بنطس عربی ) می گفتند. دولتی در آن سرزمین در عهد