دابشلیملغتنامه دهخدادابشلیم . [ ب ِ ] (اِخ ) نام راجه ٔ هند. مردی بسیار دانا و عادل و قصه های کلیله و دمنه از اوست . (غیاث ). دیب شرم . دیب شلم . دیب سرم . پادشاه هند که بیدپای حکی
بیدبالغتنامه دهخدابیدبا. (اِخ ) بیدپای . نام حکیمی زاهد که واعظ رای دابشلیم راجه ٔ هند بود. (غیاث ) (آنندراج ). مؤلف کتاب کلیله و دمنه است علی المشهور. رجوع به بیدپا و بیدپای شو
بیدپالغتنامه دهخدابیدپا. (اِخ ) بیدپای . دانشمند هندی مصنف کلیله و دمنه که برای پادشاه دابشلیم آنرا تصنیف کرد. (جهانگیری ). رجوع به بیدبا و بیدپای شود. || نام کتابی در حکمت که بع
بازدانستنلغتنامه دهخدابازدانستن . [ن ِ ت َ ] (مص مرکب ) تمییز کردن . تمییز دادن . تشخیص دادن . بازشناختن : فرق گذاشتن میان دوچیز : حاسد امروز چنین متواری گشتشت و خموش دی همی باز ندان
بیدپایلغتنامه دهخدابیدپای . (اِخ ) (پیلپای ) نام برهمن افسانه ای که داستانهای قدیم هند را بازگو میکرد. اسم وی در کلیله و دمنه آمده است . (فرهنگ فارسی معین ). بمعنی بیدبا. (آنندراج
دیلغتنامه دهخدادی .(اِ، ق ) روز گذشته و آن را دیروز گویند و در سراج اللغات نوشته که دی بکسر بمعنی روز گذشته است . (از غیاث ). روز گذشته را گویند.(برهان ). روز پیش از امروز. ام