دائوالغتنامه دهخدادائوا. [ ءِ ] (اِ) در زبان زند اوستا به معنی دیو است که اهریمن و شیطان باشد.دئوا. دئو. رجوع به دئو [ دَ ءِ وَ ] و دیو شود.
دائماًلغتنامه دهخدادائماً. [ ءِ مَن ْ ] (ع ق ) دائم . همیشه . پیوسته . مدام . (آنندراج ) : و دائماً از آن زمان که توجه بخدمت ایشان کردم در خاطر من این بود که در بخارا اول بخدمت ای
دائمادیکشنری فارسی به انگلیسیconsistently, constantly, continually, permanently, perpetually, regularly
دائبانلغتنامه دهخدادائبان . [ ءِ ] (ع اِ) روز و شب . (منتهی الارب ). دائبین . (ترجمان القرآن جرجانی ).
دائوخوسلغتنامه دهخدادائوخوس . [ءُ خ ُ ] (اِخ ) نام یکی از صاحب منصبان کورش کبیر. (ایران باستان ج 1 ص 352).
دائماًلغتنامه دهخدادائماً. [ ءِ مَن ْ ] (ع ق ) دائم . همیشه . پیوسته . مدام . (آنندراج ) : و دائماً از آن زمان که توجه بخدمت ایشان کردم در خاطر من این بود که در بخارا اول بخدمت ای
ظَلَّفرهنگ واژگان قرآندائماً بود(از افعال ناقصه است که معني اش با عبارت بعدش کامل مي گردد. "ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً" :)