داءلغتنامه دهخداداء. (ع مص ) بیمار گردیدن . (منتهی الارب ). دَوَء. (منتهی الارب ). دردمند شدن . (دهار).
داءلغتنامه دهخداداء. (ع اِ) آزار. بیماری . (منتهی الارب ) (دهار). مرض . علت . (غیاث ). درد. (دهار). رنج . مقابل صحّت . وَصَب . (منتهی الارب ). علة تحصل بغلبة الاخلاط علی بعض .
دعافرهنگ مترادف و متضاد۱. نماز، نیایش ۲. رازونیاز، مناجات، ورد ۳. آفرین، تحیت، درود، سلام ۴. حاجتخواهی، نیازطلبی ۵. تعویذ ۶. ثنا، ستایش، مدح ≠ نفرین
داعلغتنامه دهخداداع . (اِ)آنکه شاعر و قائل نام خود نویسد. (کشاف اصطلاحات الفنون ). در فرهنگها مانند سروری و برهان قریب بهمین معنی «داغ » با غین معجمه آمده است . رجوع به داغ شود