فستاطلغتنامه دهخدافستاط. [ ف ُ ] (ع اِ) خیمه و خرگاه بزرگ . (منتهی الارب ). لغتی در فسطاط. (اقرب الموارد). رجوع به فسطاط شود.
خیمه ٔ بزرگلغتنامه دهخداخیمه ٔ بزرگ . [ خ َ / خ ِ م َ / م ِ ی ِ ب ُ زُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سراپرده ٔ بزرگ . سراپرده ٔ شاهان . فسطاط : خیمه و خرگاه و سراپرده ٔ بزرگ زده او را از پ
خرگاهلغتنامه دهخداخرگاه . [ خ َ ] (اِ مرکب ) جا و محل وسیع. (ناظم الاطباء) (برهان قاطع). مؤلف لغت نامه آنرا از «خر» بمعنی «بزرگ » و «گاه » بمعنی «جای » و «تخت » دانسته اند. || ج