خیز 1attack 2واژههای مصوب فرهنگستان1. اجرای ناگهانی و دقیق ابتدای یک نغمه یا یک عبارت موسیقایی 2. بخش اول منحنی تغییرات زمانی صدا
خیز 5surge 1واژههای مصوب فرهنگستانافزایش یا نوسان گذرا و ناگهانی در اختلاف پتانسیل یا جریان الکتریکی
خط خیزphase line 1واژههای مصوب فرهنگستانخطی برای واپایش و هماهنگی عملیات نظامی که معمولاً بهگونهای انتخاب میشود که در منطقۀ عملیاتی بهسهولت قابل تشخیص باشد
خیزلغتنامه دهخداخیز. (نف مرخم ) خیزنده . برخیزنده . (ناظم الاطباء). بلندشونده . این لفظ در حالت ترکیب بدو وجه مستعمل میشود یکی آنکه جزء اول حال از ذات او باشد چون سبکخیز و دیگر
اسکیزهفرهنگ انتشارات معین(اِ زِ) (اِمص .) 1 - جست و خیز و لگد انداختن چارپایان . 2 - جست و خیز کردن .
شلنگفرهنگ انتشارات معین(شَ لَ) (اِ.) 1 - گام بلند. 2 - نوعی جست و خیز با گام های بلند به هنگام راه رفتن . ؛ ~تخته انداختن الف - با حرکات بی قاعده و مستانه بالا و پایین جستن ، رقص شت