مصلحت اندیشیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهخیر و صلاح خود یا دیگری را در نظر گرفتن: ◻︎ چون مصلحتاندیشی دور است ز درویشی / هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی (حافظ: ۹۳۰).
مصلحت دیدفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهصلاحدید؛ آنچه خیر و صلاح بهنظر آید: ◻︎ مصلحتدید من آن است که یاران همه کار / بگذارند و خم طرۀ یاری گیرند (حافظ: ۳۷۶).
کشتاولغتنامه دهخداکشتاو. [ ک َ ] (اِ) رقت و آن مغموم به غم مردم بودن و به قدر حال در خیر و صلاح آن کوشیدن باشد. (برهان ). شفقت و مهربانی و دلسوزی . (از ناظم الاطباء). || تعزیت و