خیرالبشرلغتنامه دهخداخیرالبشر. [ خ َ رُل ْ ب َ ش َ ] (اِخ ) بهترین انسانها. لقب حضرت رسول اکرم صلوات اﷲ علیه (یادداشت مؤلف ) : هنرآن است که پیغمبر خیرالبشر است وین ستوران جفاپیشه ب
شریفیهلغتنامه دهخداشریفیه . [ ش َ فی ی َ ] (اِخ ) شریفیة. مراد سادات آل رسول (ص )است : آن علویان نیز شوکتی داشتند... و زیدی مذهب بودند و در «اقامت » گویند: «محمد و علی خیرالبشر و
صالحلغتنامه دهخداصالح . [ ل ِ ] (اِخ ) ابن ابی اسود. وی فقیهی است ازمشایخ شیعه و او را کتابی است . (ابن الندیم ). صاحب لسان المیزان گوید وی از اعمش و جز او روایت کند و ابن عدی گ
جفاپیشهلغتنامه دهخداجفاپیشه . [ ج َ ش َ / ش ِ ] (ص مرکب ) جافی . که جفا پیشه دارد. که کار او جفاست . جفاکار.ظالم و ستمکار. (برهان ). ستمگر. (ناظم الاطباء). آن که پیشه ٔ او ظلم و ست
حجةالدینلغتنامه دهخداحجةالدین . [ ح ُج ْ ج َ تُدْ دی ] (اِخ ) ابوجعفر یا ابوعبداﷲ محمدبن ابی محمدبن ظفر صقلی مکی موصوف به حجةالدین و معروف به ابن ظفر نحوی لغوی از فضلای ادبا که در ش
ذوامرلغتنامه دهخداذوامر. [ اَ م َ ] (اِخ ) ناحیتی بحجاز در اراضی نجد از دیار غطفان و غزوه ٔ غطفان یکی از غزوات رسول اکرم صلوات اﷲ علیه در این مکان بوده است . (از المرصع). رجوع به