خپیدنلغتنامه دهخداخپیدن . [ خ َ دَ ] (مص ) خمیده شدن . کج گشتن . (ناظم الاطباء). خمیدن . (آنندراج ).
خریدنلغتنامه دهخداخریدن . [ خ ُرْ ری دَ ] (مص ) خرخر کردن گربه . آواز دادن گربه . (یادداشت مؤلف ) : مردم سفله بسان گرسنه گربه گاه بنالد بزار و گاه بخردتاش شکم خوار داری و ندهی چ
خریدنلغتنامه دهخداخریدن . [ خ ُرْ ری دَ ] (مص ) خرخر کردن گربه . آواز دادن گربه . (یادداشت مؤلف ) : مردم سفله بسان گرسنه گربه گاه بنالد بزار و گاه بخردتاش شکم خوار داری و ندهی چ