خَيْرٌفرهنگ واژگان قرآنبهتر - مال (اصل در معناي کلمه خير همانا انتخاب است ، و اگر ما چيزي را خير ميناميم ، بدان جهت است که آنرا با غير آن مقايسه ميکنيم ، و يکي از آن دو را انتخاب نمود
خَيْرَاتِفرهنگ واژگان قرآنخیرها -اعمال صالح -مالهایی که در راه خدا صرف می شود(اصل در معناي کلمه خير همانا انتخاب است ، و اگر ما چيزي را خير ميناميم ، بدان جهت است که آنرا با غير آن مقايس
نُصْحِيفرهنگ واژگان قرآنخير خواهي من - نصيحت من (کلمه نصح به معناي به کار بردن نهايت درجه قدرت خود در عمل و يا سخني است که در آن عمل و يا سخن مصلحتي براي صاحبش باشد و به عبارتي به معني
احساندیکشنری عربی به فارسیخير خواهي , نيک خواهي , نوع پرستي , سخاوتمندي , التفات , توجه , مرحمت , مساعدت , طرفداري , مرحمت کردن , نيکي کردن به , طرفداري کردن
خَيْرَاتِفرهنگ واژگان قرآنخیرها -اعمال صالح -مالهایی که در راه خدا صرف می شود(اصل در معناي کلمه خير همانا انتخاب است ، و اگر ما چيزي را خير ميناميم ، بدان جهت است که آنرا با غير آن مقايس
کَوْثَرَفرهنگ واژگان قرآنخيرو خوبي زيادي که هيچ گاه کم نمي شود و رو به افزايش است (کلمه کوثر بر وزن فوعل به معناي چيزي است که شأنش آن است که کثير باشد ، و کوثر به معناي خير کثير است )