خمسونلغتنامه دهخداخمسون . [ خ َ ] (ع عدد، ص ، اِ) پنجاه . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
خمسینلغتنامه دهخداخمسین . [ خ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان منگور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. دارای 138 تن سکنه . آب آن از رودخانه و چشمه است . محصول آن غلات و توتون و حبوبات می با
خمسینلغتنامه دهخداخمسین . [ خ َ ] (ع عدد، ص ، اِ) پنجاه . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). در حالت نصبی و جری خمسین و در حالت رفعی خمسون است .
خمسونلغتنامه دهخداخمسون . [ خ َ ] (ع عدد، ص ، اِ) پنجاه . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
خمسینلغتنامه دهخداخمسین . [ خ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان منگور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. دارای 138 تن سکنه . آب آن از رودخانه و چشمه است . محصول آن غلات و توتون و حبوبات می با
خمسینلغتنامه دهخداخمسین . [ خ َ ] (ع عدد، ص ، اِ) پنجاه . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). در حالت نصبی و جری خمسین و در حالت رفعی خمسون است .