خَاسِرُونَفرهنگ واژگان قرآنزيانکاران - صاحبان خسران (کلمه خسر يا خسران به معني از دست دادن سرمايه است ، يا همهاش و يا بعضي از آن)
خَاسِرِينَفرهنگ واژگان قرآنزيانکاران - صاحبان خسران (کلمه خسر يا خسران به معني از دست دادن سرمايه است ، يا همهاش و يا بعضي از آن)
خارونداسلغتنامه دهخداخارونداس . (اِخ ) یکی از حکمای فیثاغورثیان است ودر حدود 600 ق .م . برای شهرهای فتانیه و رجیوم قوانینی وضع کرد که طبق یکی از مواد این قانون مسلح بودن در شهر را م
خسرونلغتنامه دهخداخسرون . [ خ ُ رُ وِ ] (اِخ ) نام سرزمینی است دراطراف فرات و پایتخت آنجا را اِدِس یا اورفه می نامیدند و پلوتارک خسرون را صفحه ٔ عرب نشین می داند. پادشاهان خسرون
خسرونژادلغتنامه دهخداخسرونژاد. [ خ ُ رَ / رُو ن ِ ] (ص مرکب ) شاهزاده . از پشت شاه ها. منسوب به شاه . از نژاد شاهان . صاحب نسب شاهانه : بدان لشکر فرخ آواز دادگو پیلتن شاه خسرونژاد.
مقالیدلغتنامه دهخدامقالید. [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مِقلاد . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (از محیط المحیط). کلیدها : له مقالید السموات و الأرض و الذین کفروابآیات اﷲ أو
استحواذلغتنامه دهخدااستحواذ. [ اِ ت ِح ْ ] (ع مص ) دست یافتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). چیره شدن بر چیزی . (منتهی الارب ). استیلاء. مستولی گردیدن . (منتهی الارب ). غالب شدن :
خاسرلغتنامه دهخداخاسر. [ س ِ ] (ع ص ) زیانکار. (آنندراج )(تاج العروس ) (اقرب الموارد) (المنجد) (زمخشری ) (مهذب الاسماء). کسی که در مال او زیان واقع شود، کسی که نقصان خود کند. (غ
مهتدیلغتنامه دهخدامهتدی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) راه راست یافته و راه نموده شده و دلالت شده به راه سلامتی . (ناظم الاطباء). بر راه راست . (مهذب الاسماء). هدایت یافته . راه یافته . را
خارونداسلغتنامه دهخداخارونداس . (اِخ ) یکی از حکمای فیثاغورثیان است ودر حدود 600 ق .م . برای شهرهای فتانیه و رجیوم قوانینی وضع کرد که طبق یکی از مواد این قانون مسلح بودن در شهر را م