خونیرسلغتنامه دهخداخونیرس . [ رَ ] (اِخ ) کشور مرکزی از هفت کشور یا هفت اقلیم بر حسب تقسیمات قدیم . ایرانشهر. رجوع به خرده اوستا ص 52 و یسنا ص 48 و 58 و مزدیسنا ص 197 و 450 شود.
چیتردات نسکلغتنامه دهخداچیتردات نسک . [ ن َ ] (اِخ ) نام نسک دوازدهم کتاب اوستا که در آن از فریدون و بخش کردن خونیرس یا کشور مرکزی میان پسرانش سلم و تور و ایرج سخن رفته بوده اما این نس
هفت اقلیملغتنامه دهخداهفت اقلیم . [ هََ اِ ] (اِ مرکب ) در گاتها از هپته بومی یعنی هفت بوم سخن رفته است : زردشت از دیوپرستان شکایت کند و گوید که آنان به واسطه ٔ دروغ وخودستایی در روی
تخموروبلغتنامه دهخداتخموروب . [ ت َ ] (اِخ ) پادشاه افسانه ای ایران که جمشید جانشین وی گردید. کریستنسن در شرح سه آتشکده ٔ نامی ایران آرد: بموجب داستان کهنی که در کتاب بندهشن مذکور
سرخرگهای تاجیcoronary arteriesواژههای مصوب فرهنگستانشبکهای از سرخرگهای خونرسان به ماهیچة قلب که نمایی تاجیشکل دارند * پیشازاین در ترکیب coronary arteriosclerosis و برخی ترکیبهای دیگر معادل اکلیلی دربرابر c