خوشنویسیcalligraphyواژههای مصوب فرهنگستاننوشتن یک متن براساس تمام قواعد و ضوابط زیباشناختی کتابت متـ . خطاطی
شفیعافرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (هنر) در خوشنویسی، نوعی خط شکسته.۲. نام خوشنویسی که خط شکسته را خوب مینوشته.
خطاطیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه طی، خوشنویسی خط، نسخ، نستعلیق، شکسته پیچوتاب، حرف کتابت، تحریر هفت قلم، هفت نوع کتابت خط فارسی: ثلث، محقق، توقیع، ری
مرصعفرهنگ نامها(تلفظ: morassae) (عربی) آنچه با جواهر تزئین شده باشد ، جواهر نشان ؛ (در ادبیات) ویژگی شعری که آرایهی ترصیع در آن بهکار رفته باشد ؛ (در خوشنویسی) یکی از انواع
شکستهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [مقابلِ درست] خرد شده؛ قطعهقطعه شده.۲. (صفت فاعلی) [مجاز] ویژگی کسی که بر اثر بیماری یا اندوه شادابی و جوانی خود را از دست داده باشد.۳. [مجاز] آزرده؛ ناراحت
مرسلفرهنگ نامها(تلفظ: morsal) (عربی) (در ادیان) فرستاده شده (از سوی خدا) ، رسول صاحب کتاب ؛ (در حدیث) ویژگی روایتی که تمام یا بعضی از راویان آن حذف شده باشد ، یا بدون ذکر راوی