خورشاهلغتنامه دهخداخورشاه . [ خوَرْ / خُرْ ] (اِخ ) رکن الدین خورشاه الموتی . آخرین حکمران اسماعیلیان بر قلعه ٔ الموت بود که بوسیله ٔ هلاکو از حکمرانی خلع و قدرت اسماعیلیان از قلع
خدرشاهلغتنامه دهخداخدرشاه . [ خ ِ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سرولایت بخش سرولایت شهرستان نیشابور. واقع در سی هزارگزی جنوب باختری سی چکنه بالا. این ناحیه کوهستانی و معتدل و دارا
خضرشاهلغتنامه دهخداخضرشاه . [ خ ِ ] (اِخ ) نام او خضرشاه بن عبداللطیف منتشاوی یا منتشوی است . از فاضلان قرن نهم هجری او راست : 1- تعلیقه بر شرح مواقف . 2- شرح تجرید. 3- حاشیه بر ش
سالورلغتنامه دهخداسالور.(اِخ ) نام قلعه ای است که رکن الدین خورشاه دشمنان خود را به آن قلعه محبوس ساخت . (تاریخ گزیده ص 529).
رکن الدینلغتنامه دهخدارکن الدین . [ رُ نُدْ دی ] (اِخ ) خورشاه بن علاءالدین محمد، آخرین شاه فرمانروایان الموت . وی به دست هلاکوخان اسیر شد و در سپاه منکوقاآن به خدمت و قتل و غارت پرد
هامون دزلغتنامه دهخداهامون دز. [ دِ ] (اِخ ) یکی از قلاع اسماعیلیان بود که خورشاه به امر هولاکو خراب کرد. (یادداشت مؤلف ).
حسن مازندرانیلغتنامه دهخداحسن مازندرانی . [ ح َ س َ ن ِ زَ دَ ] (اِخ ) وی علاءالدین امام الملحدین را در 653 هَ . ق . بکشت ، و خورشاه حسن را به قصاص پدر بکشت . (تاریخ گزیده ٔ چ 1 ص 526) (