خورجینلغتنامه دهخداخورجین . [ خوَرْ / خُرْ ] (اِ) دو کیسه که از طرفی بهم یکی شده باشد. دو جوال که نیمی از دهانه ٔ هر دو را بهم دوزند. بارجامه . باردان . (یادداشت مؤلف ) : یار تو
خورجینگویش خلخالاَسکِستانی: xərjin دِروی: xərjin شالی: xərjin کَجَلی: xorjin کَرنَقی: hakba کَرینی: xurjin کُلوری: xərjin گیلَوانی: xərjin لِردی: xurjin
خورجینگویش کرمانشاهکلهری: xwerǰ گورانی: xwerǰ سنجابی: xwerǰ کولیایی: xwerǰɪn زنگنهای: xwerǰ جلالوندی: xwerǰɪn زولهای: xwerǰ کاکاوندی: xwerǰɪn هوزمانوندی: xwerǰɪn
خورجینهلغتنامه دهخداخورجینه . [ خوَرْ / خُرْ ن َ / ن ِ ] (اِ) خورجین . (یادداشت مؤلف ). || خورجین کوچک که انسانها نیز آنرا حمل می کنند.
خورجینکsiliculaواژههای مصوب فرهنگستانمیوۀ خشک شکوفای غالباً تخت، حاصل دو برچۀ بههمپیوسته که با یک جدار کاذب به دو خانه تقسیم میشود
حکبه خورجینلغتنامه دهخداحکبه خورجین . [ ح َ ب َ / ب ِ خوَرْ / خُرْ ](اِ مرکب ) دو حکبه ٔ بهم پیوسته خرد یا بزرگ که بر دو سوی اسپ و استر و جز آن یا بر دو سوی پشت و پیش یک دوش آدمی آویخت
موتور خورجینیV-type engine, V-engine, V-type motorواژههای مصوب فرهنگستاننوعی موتور درونسوز با تعداد سیلندرهای زوج و یک میللنگ که سیلندرهای آن در دو صفحۀ زاویهدار معمولاً 60 یا 90 درجه نسبت به هم قرار دارند