خودهلغتنامه دهخداخوده . [ دَ / دِ ] (اِ) خود. کلاه خود. مغفر : مبارز را سر و تن پیش خسروچو بگراید عنان خنگ یکران یکی خوی گردد اندر زیر خوده یکی خف گردد اندر زیر خفتان . عنصری .|
خودهمبستگیautocorrelationواژههای مصوب فرهنگستانمقدار همبستگی بین دو مقدار مختلف از یک سری زمانی مانا در دو نقطۀ زمانی به فاصلۀ معین
خودهادیautoguider 2واژههای مصوب فرهنگستانهدایتگری که با ارسال نشانکها/ سیگنالهای هدایتی به سامانۀ حرکتی تلسکوپ، دنبال کردن خط سیر ستارۀ راهنما را امکانپذیر میسازد
خودهضمیautodigestionواژههای مصوب فرهنگستانکاهش مقدار زیستتوده در نتیجۀ سوختوساز مواد در درون یاخته یا مواد ذخیره
خودهمبستهنگاشتautocorrelogramواژههای مصوب فرهنگستاننمودار نیمة مثبت جابهجاییهای زمانی تابع خودهمبستگی ردّ لرزهها